شترنج

مجله‌ی الکترونیکی شترنج

همانند یک استاد بزرگ فکر کنید

با سلام خدمت همه‌ی دوستان عزیز

-  از همه‌ی بازدیدکنندگان عزیز که مدیریت سایت یا وبلاگی را برعهده دارند، دعوت می‌کنم که در صورت تمایل به تبادل لینک، برای من پیغام بگذارند. متشکرم.

-  جواب معمای قبلی ما که متأسفانه "صفر" نفر موفق به حل آن شدند، چنین بود:

 

1.f3 e5  2.Kf2 Qf6  3.Kg3 Qxf3+  4.Kh4 Be7#    0-1

 

پوزیشن نهایی مات:

 

final position.

 

لازم به یادآوری است که این مسئله در یکی از شماره‌های ماهنامه‌ی "شطرنج" هم آمده بود (بدون جواب)، که الآن متأسفانه یادم نیست دقیقاً کدام شماره بود.

-  دوستان گرامی توجه دارند که به دلایل خاص فنی، ممکن است ما وبلاگ را به روز کرده باشیم، اما وقتی شما به آن مراجعه می‌کنید، همان پست قبلی را ببینید، و تصور کنید که وبلاگ به روز نشده است. (این امر به دلیل وجود سیستم ذخیره‌ی اتوماتیک صفحات اینترنتی بر روی کامیپوتر شما و احیاناً بر روی ISP شماست.) برای حل این مشکل می‌توانید از کلیدهای ترکیبی Ctrl+F5 استفاده کنید و آخرین تغییرات وبلاگ را ببینید (فقط در اینترنت اکسپلورر). با این کار، شما بازدید کننده‌ی جدیدی محسوب می‌شوید، و یک نسخه‌ی کاملاً جدید از وبلاگ را دریافت می‌کنید، نه نسخه‌ای که در حین بازدید قبلی ذخیره شده است. اگر دقت کنید می‌بینید که با این کار، به آمار روزانه هم یک واحد اضافه می‌شود. (که این جنبه‌ی قضیه، قطعاً ما را خوشحال خواهد کرد!)

 

چه خبر از المپیاد؟

مرحله‌ی دوم المپیاد استانی هم با حضور بازیکنان مرکز استان و شهرستان‌های دیگر، با سیستم سوییسی در 5 دور، در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه (20م و 21م تیر 86) در محل خانه‌ی شترنج برگزار شد.

 

همانند یک استاد بزرگ فکر کنید

قرار بر این بود که با هم مروری بر متن این کتاب داشته باشیم. اینک به وعده‌ی خود عمل می‌کنیم و قسمت‌هایی از متن کتاب را همراه با توضیحات تکمیلی و نکات جدید و بعضاً اصلاحیه‌های کوچک، برای شما نقل می‌کنیم. ما در اصلاح و تکمیل مطالب کاملاً سلیقه‌ی خود را اعمال کرده‌ایم (مثل سایر مطالب وبلاگ)، و بنا به نظر خود سعی کرده‌ایم که مطالب را به شکل مفیدتری در بیاوریم. امیواریم که واقعاً به این هدف رسیده باشیم.

***

عنوان کتاب: همانند یک استاد بزرگ فکر کنید

تألیف: الکساندر کوتوف (استاد بزرگ شترنج)

ترجمه: عبدالحسین نوابی

نشر نوپا

چاپ اول: 1369

تعداد صفحات: 306

***

نکته‌ی مهم در مورد این کتاب این است که کوتوف قصد ندارد صرفاً یک کتاب تجاری بنویسد و با تکرار مکررات بالاخره یک کتابی نوشته باشد. او قصد دارد با استفاده از تجربه‌ی شخصی خود و قهرمانان برجسته‌ی دنیا، کتابی بنویسد که واقعاً آموزنده و خواندنی باشد (فکر می‌کنم همین مسئله توجیه خوبی برای انتخاب یک کتاب "قدیمی" برای این بخش باشد.) در پیش‌گفتار کتاب، کوتوف می‌گوید:

«مؤلف در این کتاب شرح خواهد داد که بزرگانی چون باتووینیک، تال، اسمیسلوف، پطروسیان، کرس، برونشتین و جمعی دیگر از اساتید بزرگ معروف چگونه به مطالعه‌ی تئوری‌های شطرنج می‌پرداخته‌اند، یا برای درک رموز استراتژی و تاکتیک، چگونه ذهن خود را پرورش می‌داده‌اند.»

این نکته را هم مد نظر داشته باشید که "پتروسیان" به صورت "پطروسیان" نوشته شده است!  که با اجازه‌ی بزرگان، ما از این به بعد به صورت درست خواهیم نوشت.

بعد از پیش‌گفتار، قسمتی به نام "دیباچه" وجود دارد که عنوان فرعی آن "یک آزمایش غیر عادی" است. (بعد از دیباچه به فصل اول می‌رسیم.) در همین دیباچه، کوتوف یک آزمایش ذهنی ترتیب می‌دهد که در آن یک پوزیشن به یک استاد بزرگ (مثلاً اسمیسلوف، از قهرمانان جهان) نشان داده می‌شود، و از او خواسته می‌شود که بدون هیچ پرده پوشی، مراحل تفکر خود را از لحظه‌ی مواجهه با این پوزیشن تا هنگام انتخاب یک حرکت برای اجرا، توضیح دهد. به نظر من این بخش خیلی مهم است و باید در مطالعه‌ی آن خیلی دقت کرد:

«من [کوتوف] تردیدی ندارم که نخستین عکس العمل اسمیسلوف، شمارش تعداد پیاده‌ها خواهد بود. زیرا حسب القاعده، یک استاد بزرگ با یک چشم به هم زدن و بدون نیاز به محاسبه، می‌تواند تعداد سوارها را تشخیص دهد؛ هر چند که او ممکن است در عین حال شمارشی هم به عمل آورد.»

پس به طور خلاصه، استاد بزرگ در ابتدا یک ارزیابی ماتریالی از وضعیت انجام می‌دهد.

سپس اسمیسلوف از خود می‌پرسد: «این پوزیشن از چه نوع شروع بازی به وجود آمده است؟»

البته لزومی ندارد که بتواند به این سؤال پاسخ قطعی یا حتی غیر قطعی بدهد، چون ممکن است تعداد حرکات نسبتاً زیادی بازی شده باشد و از شروع بازی خیلی دور شده باشیم. اما اگر اسمیسلوف بتواند به این سؤال جواب بدهد، یک قدم مهم در "شناخت" پوزیشن به عمل آورده است.

«سپس نزد خود این سؤالات را مطرح و دنبال می‌نماید: آیا قبلاً چنین پوزیشنی داشته‌ام؟ آیا مشابه آن در بازی‌های اساتید بزرگ رخ داده است؟»

در واقع به اصطلاح انفورماتیک، در اینجا اسمیسلوف در حال انجام عمل Pattern Recognition (شناخت الگو) است. یعنی کاری که تلاش می‌شود روی کامپیوترها نیز شبیه سازی شود، ولی تا کنون جز موارد معدود موفقیتی در بر نداشته است. کوتوف از اصطلاح قدیمی‌تری استفاده می‌کند:

«این دوران از تفکر را Clarification Period (دوره‌ی شناسایی) می‌نامیم.»

توجه داشته باشید که استاد بزرگ در بدو امر به محاسبه‌ی تهدیدات و زد و خورد مهره‌ها نمی‌پردازد!  این نکته خیلی مهم است. اگر همین آزمایش را با یک بازیکن نوآموز انجام دهیم، نتیجه شبیه این خواهد بود:

«اوه! چه وضعیت شلوغی! وزیر من کجاست؟ ایناهاش! خب، می‌تونم کیش بدم؟ نه! پس بهتره با اسب برم به e5 که حرکت بعدی بتونم کیش بدم. شاید هم بتونم یه پیاده بگیرم. حالا اگه با فیل، اسبم را زد چی؟ خب، منم با پیاده پس می‌گیرم. شاه خود من کجاست؟» (این نقل قول از متن کتاب مورد بحث نیست.)

استاد بزرگ ابتدا سعی می‌کند، بین آن‌چه که روی صفحه می‌بیند و اندوخته‌های قبلی‌اش، رابطه‌ای برقرار کند. می‌پرسید چرا؟

«این نکته‌ای‌ست با اهمیت و مطالبی را روشن خواهد نمود. چرا که اگر [اسمیسلوف] بتواند به خاطر آورد که نظیر این پوزیشن را در گذشته‌ی نزدیک دیده است، آنگاه کار ارزیابی پوزیشن و انتخاب طرحی صحیح و آنالیز واریاسیون‌ها آسان‌تر می‌شود. به علاوه، استفاده از دانش ذخیره شده، برای صرفهجویی در زمان تفکر نتیجه‌ای عالی در بر دارد، و در عین حال متضمن اجتناب از اشتباهات و پیش‌گیری از اجرای طرحی نادرست نیز می‌باشد.»

به نظرم فقط یکی از این موارد هم برای تشریح اهمیت موضوع کافی است.

«اگر پوزیشن مساوی باشد، اسمیسلوف تصمیم خواهد گرفت که با مانوری ملایم، تحریکی به عمل آورد، تا ضعفی در اردوی حریف پدید آید.»

اگر پوزیشن مساوی نباشد چه طور؟ در این حالت اسمیسلوف طرح حمله به همان ضعف را -که باعث شده بگوییم پوزیشن مساوی نیست- می‌ریزد، و یا در صورت لزوم طرحی دفاعی را تهیه می‌بیند.

«با این مقدمه او باید تجزیه و تحلیل تعدادی از واریاسیون‌ها را آغاز نماید. البته ضمن این که هر یک از حرکات را بررسی می‌کند، به بهترین پاسخ حریف نیز توجه دارد، به همین ترتیب به بهترین پاسخ بعدی و قس علیهذا...»

فقط بعد از طی این مراحل است که «اسمیسلوف مهره‌ای را حرکت می‌دهد و ساعتش را متوقف می‌سازد.»

آخرین نکته‌ی مهمی که اگر از ذکر آن غفلت کنیم، می‌تواند باعث ابهام و بدآموزی شود، این است که بازیکن نباید به صورت الگوریتمی و خشک و مکانیکی، در صدد اجرای این مراحل باشد، و مثلاً در مواجهه با هر وضعیتی به صورت ماشینی، شروع به شمارش پیاده‌ها کند. اگر استاد بزرگ وضعیتی را مشاهده کند که در آن، امکان مات در چند حرکت وجود دارد، هیچ کدام از مراحل فوق را طی نمی‌کند، و فوراً (تقریباً به صورت آنی) حرکت صحیح را انتخاب می‌کند. تصور کنید چقدر خنده‌دار است که یک وضعیت "مات در دو حرکت" را به ما بدهند و شروع به شمارش پیاده‌ها کنیم!   از این گذشته، بسیاری از مراحل دیگر در تفکر یک استاد بزرگ وجود دارند که هنوز به طور کامل شناخته نشده‌اند و تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد. استاد بزرگ ممکن است بعضی از مراحل تفکر را -که در بالا عنوان شد- کاملاً به صورت شهودی و ناخودآگاه انجام دهد.

«بدیهی است که نمی‌توان ادعا کرد که او [اسمیسلوف] به همین ترتیب که گفته شد، عوامل پوزیشن را مورد بررسی قرار می‌دهد. چه بسا بسیاری از مطالبی را که ما دسته‌بندی کردیم، احتمالاً او به درک شهودی و الهام‌گونه‌ی خویش می‌سپرد. اما به هر صورت این مسائل باید از طریقی [تحلیل هشیارانه، شهود، الهام، ناخودآگاه، ...] حل شوند.»

خیلی مواقع پیش می‌آید که یک استاد بزرگ در مورد یک حرکت "احساس" بدی دارد، ولی در جواب نوآموزی که از او می‌پرسد: "چرا این حرکت ضعیف است؟"، حتی یک کلمه هم نمی‌تواند پاسخ بدهد. یکی از اساتید که موقعیت مذکور را تجربه کرده بود، تعریف می‌کرد که: «من فقط حس می‌کردم که حرکت مورد نظر باید خیلی بد باشد، ولی شاگردان من جداً در این مورد تردید داشتند. حالت عجیبی به وجود آمده بود، که من به جز همان حس درونی، هیچ دلیل دیگری برای مدعای خود نداشتم. روز بعد، موقعی که تازه از خواب بیدار شده بودم، پوزیشن را چیدم و در چند دقیقه متوجه شدم که حرکت مورد نظر، طی یک ترکیب پیچیده، نهایتاً حداقل یک سوار از دست می‌دهد!»  (این نقل قول از متن کتاب نیست.)

لذا استاد بزرگ ممکن است در موارد نادری، خوب بودن یا بد بودن حرکت را تشخیص دهد، اما نتواند فوراً دلیل آن را برای ما ذکر کند.

در این آزمایش ذهنی فرض شده بود که استاد بزرگ به صورت ناگهانی با یک وضعیت مواجه می‌شود. اگر خود شما یک بازی را شروع کرده و به جایی رسانده باشید، مسلماً حساب ماتریال را دارید. (می‌دانید که خود شما و حریف، به عمد یا به سهو، مهره‌ای داده‌اید یا خیر.) ضمناً از این مطلب هم که پوزیشن از چه نوع شروع بازی به وجود آمده است، اطلاع کامل دارید (!). شما تنها به دنبال شناخت الگوی وضعیت نیستید، بلکه در حرکات قبلی به طور فعالانه در پیدایش یک الگوی خوب و مناسب تلاش کرده‌اید. همچنین با توجه به جریان بازی بهتر می‌توانید قضاوت کنید که شما طرف مدافع هستید، یا طرف مهاجم. (البته در لحظاتی که هر یک از این عوامل تغییر جدی می‌کنند، مثلاً الگوی پوزیشن ناگهان به شدت عوض می‌شود، یا مثلاً یک باره باید از هجوم به دفاع روی بیاورید، قدرت قضاوت و درک بازیکن از پوزیشن در معرض سخت ترین آزمایش‌ها قرار می‌گیرد، چرا که می‌توان فرض کرد که او مانند همین آزمایش ذهنی، در مقابل یک پوزیشن کاملاً جدید قرار گرفته است. به این لحظات که عوامل پوزیشن تغییر جدی می‌کنند، Transitional Moments (لحظات گذر) می‌گویند.)

نقش شخصیت و نهاد و سیرت بازیکن را هم نباید نادیده گرفت. دلیلی ندارد که در یک وضعیت یکسان، همه به دنبال طرح مشابهی بروند. موضوع، فقط منطقی بودن طرح نیست. بازیکن، طرحی را دنبال می‌کند که از پیگیری آن به "لذت" یا "خشنودی" هم برسد.

«پتروسیان اغلب در بدو امر، علاقمند است که در خصوص دفاع از نقاط ضعفش بیاندیشد، در صورتی که تال، از همان آغاز، در جستجوی به دست آوردن شانس برای قربانی دادن می‌باشد.»

 

نتیجه‌ی کلی:  به صورت پراکنده و غیر سیستماتیک فکر نکنید، اما به صورت مکانیکی و ربات‌گونه هم عمل نکنید. تفکر صحیح انسانی در عین نظم و دقت، وابسته به درک درونی و شهود نیز هست.

 

در پست‌های بعدی مطالب کتاب را پی خواهیم گرفت.

 

پیروزی بر "فریتز 10"

برنامه‌ی فریتز 10، یکی از قوی‌ترین نرم افزارهای شترنج است که در حال حاضر ما به آن دسترسی داریم. (شاید قوی‌ترین.) بدون شک دوستانی که می‌گویند این برنامه را شکست داده‌اند، (به جز کاسپارف و کرامنیک و چند نفر دیگر!) از حالات قوی برنامه استفاده نکرده‌اند. فریتز 10، با وجود قدرت زیادش، فقط به یک دلیل ساده تا این حد مورد غفلت و کم لطفی قرار می‌گیرد: ظاهر کاربر_پسندی ندارد. البته این دیگر بستگی به خود شما دارد که زرق و برق گرافیکی را ترجیح می‌دهید، یا قدرت بازی را. به هر حال، ما بخش معرفی امکانات فریتز و راه‌های استفاده‌ی صحیح از آن را ادامه خواهیم داد.

 

مطالب بعدی

- سرگذشت "خوزه رائول کاپابلانکا" در راستای معرفی قهرمانان جهان.

- شروع بخشی با عنوان "بهترین بازی‌های آلخین" با استفاده از کتاب معروف دکتر "جان  نان".

- ادامه‌ی بخش‌هایی که قبلاً شروع کرده‌ایم.

 

برتری‌های جزئی

عنوان کتابی است از "ادوارد گوفلد"، که می‌خواستم قسمت‌هایی از آن را در این‌جا نقل کنم، اما از بس ایرادات ترجمه‌ای و صرف و نحو زبان فارسی داشت که بعد از چند صفحه مطالعه، سر درد گرفتم، و کتاب را به کناری پرت کردم!  به نظر من اصل این کتاب (به زبان روسی) خیلی خواندنی و جالب بوده است، اما در حال حاضر که به فارسی ثقیل ترجمه شده است، یک بار دیگر نیاز به ترجمه از فارسی ثقیل به فارسی روان دارد. اگر بخواهید می‌توانم مثال هم بزنم. به نظر شما این جمله یعنی چه؟

«این تصور در سفید پدید آمده که فیل نمی‌تواند کار مواظبت از پیاده‌ی h را به گردن بگیرد، بلکه قادر است به خود اجازه‌ی آزادی عمل چندانی را بدهد.»  ص. 149

از شما خواهش می‌کنم که خوب فکر کنید و بگویید آیا جمله‌ی بالا معنایی هم دارد؟  آیا کاربرد چنین جمله‌ای در زبان فارسی سابقه دارد؟  اصلاً این جمله به زبان فارسی است یا پشتو؟

من [نویسنده‌ی وبلاگ] کلی تلاش کردم، و با توجه به فحوای کلام، و پاراگراف قبلی و بعدی متن، و با توجه به پوزیشن مورد بحث، که در آن سفید به اشتباه پیاده‌ی h خود را رها می‌کند، به این نتیجه رسیدم که احتمالاً ترجمه‌ی درست، چیزی شبیه به این باید باشد:

"سفید تصور می‌کند که بالاخره می‌تواند بار مواظبت از پیاده‌ی h را از گردن فیل بردارد، و به این فیل آزادی عمل بیشتری بدهد."

مطالعه‌ی چنین کتابی مثل راهپیمایی با پای پیاده در خارزار می‌ماند. شما هر ساعت یک سانتیمتر می‌توانید جلو بروید، و بعد از یک وجب پیشروی، از پا در خواهید آمد!

خب، این هم غیبت امروز!

 

طنز شترنجی: تحلیل بعد از بازی

-  اشتباه من در آن بازی این بود که 1.e4 کردم. اگر 1.d4 کرده بودم، قطعاً می‌بردم.

  
نویسنده : هوشنگ سعیدنیا ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٢
تگ ها :


چه قدر شترنج می‌دانید؟

- دوستان گرامی این تذکر غیر ضروری و تکراری را بر ما ببخشند: این صفحه را به صورت آنلاین نخوانید. از منوی File وارد Save شوید و صفحه را ذخیره کنید، تا بعداً به صورت آفلاین سر فرصت بخوانید. تعداد دقایقی که شما در این صفحه می‌مانید، تأثیری در آمار وبلاگ ندارد، و بر خلاف صرفه جویی در مصرف اکانت اینترنت شماست. آفلاین بخوانید. البته همه‌ی دوستان همین کار را می‌کنند، ولی ما تذکر می‌دهیم. کار از محکم کاری عیب نمی‌کند.

- ما با هرگونه تبادل لینک موافقت داریم. در صورت تمایل ایمیل یا کامنتی بگذارید که در آن آدرس سایت یا وبلاگ شما مشخص و خوانا باشد. متأسفانه در چند روز گذشته یکی دو مورد درخواست تبادل لینک داشتیم که این نکته را رعایت نکرده بودند و موفق به این کار نشدیم.

 

مسابقات انتخابی استان برای المپیاد

دور ششم و هفتم (پایانی) مسابقات انتخابی برای المپیاد، در روز پنج‌شنبه 14 تیر 1386، در ساعت 09:00 و 16:00 صورت گرفت. در این رویداد هشت نفر برای راهیابی به مرحله‌ی بعدی، احراز صلاحیت کردند، که رتبه‌ی اول آنان را آقای "محمد کرمی" کسب کردند.

 

آخرین فهرست ریتینگ بین المللی (جولای 2007)

در آخرین فهرست ریتینگ ارائه شده از سوی فیده، که طی هفته‌ی اخیر منتشر شد، و یک بار هم مورد تصحیح قرار گرفت، آناند رتبه‌ی اول را به خود اختصاص داد، و بعد از او توپالف و کرامنیک، به ترتیب جایگاه‌های دوم و سوم را تصاحب کردند. ریتینگ توپالف و کرامنیک مساوی است، اما توپالف در دوره‌ی اخیر بازی‌های بیشتری انجام داده است. در زیر فهرست پنج نفر اول این فهرست را ملاحظه می‌فرمایید:

1- ویسواناتان آناند (هند) با ریتینگ 2792

2- وسلین توپالف (بلغارستان) با ریتینگ 2769

3- ولادیمیر کرامنیک (روسیه) با ریتینگ 2769

4- واسیلی ایوانچوک (اوکراین) با ریتینگ 2762

5- الکساندر موروزویچ (روسیه) با ریتینگ 2758

 

مشاهده‌ی فهرست کامل ریتینگ‌های فیده (مردان)

 

و این هم فهرست پنج نفر اول بانوان جهان:

1- ژودیت  پولگار (اتریش) با ریتینگ 2707

2- هامپی  کانرو (هند) با ریتینگ 2572

3- پیا  کراملینگ (سوئد) با ریتینگ 2533

4- هاو  یفان (چین) با ریتینگ 2523

5- ژو  چن (قطر) با ریتینگ 2522

 

چه قدر شترنج می‌دانید؟

این مقاله را از ماهنامه‌ی "شطرنج/شماره‌ی 43/ مهر و آبان 1373/ص 58" انتخاب کردم تا به درخواست یکی از دوستان پاسخ داده باشم. امیدوارم برای همه قابل استفاده باشد. منبع اصلی مقاله در ماهنامه ذکر نشده است. فکر می‌کنم نویسنده‌ی اصلی مقاله، استاد بزرگ "دانیل کینگ" باشد، که مقالات این‌چنینی زیادی از او سراغ داریم. لذا توضیحات موجود در مقاله از نویسنده‌ی اصلی است که نویسنده‌ی وبلاگ به دلخواه و به صلاحدید خود این توضیحات را کاملاً ویرایش و در آن‌ها دخل و تصرف کرده است، تا با نیازهای وبلاگ بیشتر مطابق شوند.

در این مقاله بازی "واسیلی ایوانچوک" در برابر "گاتا کامسکی" را با هم می‌بینیم. هدف این است که شما قبل از دیدن حرکت بعدی سفید، خودتان فکر کنید و بگویید که اگر نوبت شما بود چه کار می‌کردید. چنان‌چه حرکت درست را انتخاب کنید، چند امتیاز می‌گیرید، و چنان‌چه حرکت بسیار بدی انتخاب کنید، ممکن است بسته به میزان بد بودن آن، چند امتیاز از شما کسر شود. در وضعیت‌هایی که غیر از حرکت اصلی بازی، چند حرکت خوب دیگر هم وجود داشته باشد، به بعضی از آن‌ها نیز امتیازی تعلق خواهد گرفت. اگر حرکتی را انتخاب کرده باشید که هیچ اشاره‌ای به آن نشده است، هیچ امتیازی به شما تعلق نمی‌گیرد (صفر امتیاز). مشخصاً این تست وقتی معنی دارد که شما قبلاً بازی مورد نظر را ندیده باشید! بنابراین صادقانه از خود امتحان بگیرید و در پایان، امتیازات خود را جمع بزنید. نهایتاً بسته به مجموع امتیازی که کسب کرده‌اید، در یکی از این دسته‌ها جای خواهید گرفت:

- استاد بزرگ

- استاد بین المللی

- استاد فیده (= استاد ملی)

- بازیکن استانی

- بازیکن باشگاهی قوی

- بازیکن باشگاهی متوسط

- بازیکن نوآموز

بهتر است از هیچ وسیله‌ی کمکی استفاده نکنید و وقت مشخصی هم برای خود در نظر بگیرید. (البته اگر مایلید که نتیجه‌ی دقیقی بگیرید و با نتایج آینده‌ی خود مقایسه کنید.) در مجلات کاغذی باید صفحه را با یک برگ کاغذ می‌پوشاندید و به تدریج پایین می‌آوردید تا غفلتاً نگاه بر حرکت بعدی نیفتد. (گاهی اتفاقات طنز آمیزی هم می‌افتاد. مثلاً مشخص نبود در سطر بعد قرار است چه باشد، و ناگهان با پایین کشیدن کاغذ برای خواندن ادامه‌ی توضیحات، حرکت بعد رو می‌شد و مثلاً 5 امتیاز از دست می‌رفت!) اما در مجله‌ی الکترونیکی شترنج ما می‌توانیم از امکان جالبی استفاده کنیم. حرکت بعدی سفید را در یک کادر، مخفی می‌کنیم که اگر تمایل داشتید آن را ببینید، اشاره‌گر را چند ثانیه بی حرکت روی آن نگه خواهید داشت. به عنوان مثال قبل از شروع تست، اشاره‌گر را روی این کادر نگه دارید تا متوجه منظور ما شوید: 13... Nxe5+ که قاعدتاً باید حرکت فرضی 13... Nxe5+ را ببینید، و الا یک جای کار ایراد دارد!

آخرین نکات: به توضیحاتی که در لابلای حرکات داده می‌شود خیلی دقت کنید. به کمک این توضیحات بهتر می‌توانید درک کنید که روی صفحه چه خبر است، و در ادامه‌ی بازی، سفید و سیاه چه مقاصدی دارند. ضمناً به محاسباتی هم که انجام داده‌اید در صورت صحت آن‌ها امتیاز تعلق می‌گیرد. دقت کنید.

 

سفید: واسیلی ایوانچوک

سیاه: گاتا کامسکی

تیلبورگ 1992

در مورد حرکات شروع بازی سؤالی نداریم. آن‌ها را روی صفحه‌ی شترنج خود بچینید.

 

1.e4 e5  2.Nf3 Nc6  3.Bb5 a6  4.Ba4 Nf6  5.0-0 Be7  6.Re1 b5  7.Bb3 0-0  8.c3 d5  9.exd5 Nxd5  10.Nxe5 Nxe5  11.Rxe5 c6  12.Re1 Bd6  13.d3 Qh4  14.g3 Qh3  15.Re4 Bd7

 

حرکت بعدی سفید را تعیین کنید.

 

white's 16th move:  16.Nd2

 

در صورتی که حرکت درست را پیدا کردید، پنج امتیاز برای خود منظور کنید. (در مورد سایر حرکات نیز در زیر توضیح خواهیم داد.) من [نویسنده‌ی اصلی مقاله] روزگاری عهد کردم که هرگز به حریفم اجازه ندهم تا به حمله‌ی مارشال دست بزند، و با نگاهی به این بازی متقاعد شدم که تصمیم من کاملاً به‌جا بوده است. کدام شروع دیگری در قبال قربانی دادن یک پیاده این همه امکان در پیش دارد؟ البته با گسترش پر دامنه‌ی تئوری و بازی‌های انجام شده در این واریانت، تأثیر قربانی کاهش یافته است. بنابراین امروزه تدارک و آماده سازی دقیقاً به اندازه‌ی درک پوزیشن و محاسبه‌ی تاکتیکی حائز اهمیت است. برای مثال بدون مطالعهی دقیق، چگونه می‌توان فلسفه‌ی بالا و پایین رفتن رخ را در ستون e درک کرد؟ نکته‌ی اساسی برگشت و استقرار رخ در خانه‌ی e4 است که به نظر می‌رسد در معرض حمله باشد. اما در ورای این مانور اندیشه‌ی خردمندانه‌ای نهفته است. این مانور مانع حرکت 16... f5 سیاه می‌شود. چرا که در این صورت سفید با 17.Rh4 جواب می‌دهد، و وزیر سیاه "تراپ" می‌شود (به دام می‌افتد). با این پیشروی تماتیک، سفید برای یکی_دو حرکت فرصت می‌یابد تا سوارهای جناح وزیرش را آماده‌ی دفاع از شاه نماید. خب، به هر تقدیر این امر که از تئوری سرچشمه می‌گیرد، در عمل چندان آسان نیست. راه‌های دیگر در مقایسه با حرکت اصلی چندان خوب نیستند. حرکت 16.Qf1 پس از 16... Qxf1+  17.Kxf1 Bf5 یک پیاده از دست می‌دهد (تازه اگر از سایر ادامه‌های خوب سیاه صرف نظر کنیم). حرکت رخ به h4 هم با توفیق اندکی همراه است. چرا که وزیر سیاه به f5 عقب نشینی می‌کند و مسلماً جای رخ در h4 نامناسب است. با این حال 17.Rh4 خیلی هم غیر منطقی نیست. لذا اگر قصد انجام آن را داشتید، یک امتیاز برای خود منظور کنید. (سایر حرکات صفر امتیاز.) اگر امتیاز این حرکت را از دست دادید، نا امید نشوید. هنوز خیلی حرکات دیگر باقی مانده است.

 

16... g5

 

سیاه امکان Rh4 را از بین می‌برد، ولی در عین حال شاه خودش را بی سرپناه می‌کند.

 

white's 17th move:  17.Re2

 

پنج امتیاز به خود اضافه کنید. تهدید روشن بود. تهدید 17... f5 بود که باید با آن مقابله می‌شد. حرکت 17.Nf3 هم برای مقابله با تهدید مذکور خوب است. اگر قصد انجام آن را داشتید، سه امتیاز می‌گیرید. در صورتی که این حرکت انجام می‌شد، قاعدتاً سیاه 17... h6 بازی می‌کرد، و سفید می‌توانست با 18.Ne5 یا 18.Qf1 ادامه دهد. فعلاً حرکت 17.Qf1 با همان واریانتی که قبلاً گفتیم، یک پیاده از دست می‌دهد.

 

17... f5

 

سیاه در جناح شاه دست به تهاجم پیاده‌ای زده است. اگر به موقع اقدامی نکنید، پیشروی پیاده‌های سیاه، جناح شاه را منفجر می‌کند. بهترین شانس بازی متقابل چیست؟

 

white's 18th move:  18.c4

 

چهار امتیاز. قبلاً در همین سال (1992)، آناند به نحوی خلاق، ولی نادرست، علیه کامسکی 18.Ne4 کرد و بعد از: 18... fxe4  19.dxe4 Bg4  20.exd5 c5! در معرض حمله‌ی شدیدی قرار گرفت. حرکت متن، اصلاح مهم ایوانچوک می‌باشد. 18.Qf1 هم در این‌جا بد نیست و قابل بازی است. اما تنها در صورتی امتیاز به آن تعلق می‌گیرد که ادامه‌ی 18... Qh5  19.c4 را هم دیده باشید. برای 18.Qf1، فقط در صورتی که قصد داشتید که 18... Qh5 را با 19.c4 پاسخ دهید، سه امتیاز منظور کنید.

 

18... f4

 

بدیهی است که عقب نشینی اسب، به پیاده اجازه‌ی یک کیش برخاستی خطرناک و تمام کننده می‌دهد.

 

white's 19th move:  19.Qf1

 

پنج امتیاز. این حرکت ضروری‌تر از گرفتن اسب است. اسب را بعداً هم می‌توان گرفت، چون امکان فرار ندارد. حرکت 19.cxd5 حدکثر به یک پوزیشن مساوی ختم می‌شود. ایوانچوک فکر می‌کند که می‌تواند بهتر از این عمل کند. در مورد سایر حرکات، اگر موفق شدید که از وسوسه‌ی گرفتن اسب اجتناب کنید، جای تبریک دارد و دو امتیاز می‌گیرید.

 

19... fxg3

white's 20th move:  20.hxg3

 

سه امتیاز. برای 20.Qxh3 که ادامه‌ی زیر را به دنبال دارد، امتیازی منظور نکنید: 20... gxf2+!  21.Rxf2 Bxh3 که ابتکار عمل را به سیاه واگذار می‌کند.

 

20... Qh5

 

اگر سیاه به جای این حرکت 20... Nf4 بازی می‌کرد شما چه می‌کردید؟ پاسخ در سطرهای بعدی همین پاراگراف آمده است، و امتیاز دارد. خوب فکر کنید. منظور فقط پیدا کردن یک حرکت برای سفید نیست. سعی کنید پیچیدگی‌های تاکتیکی را هم بررسی کنید. راه حلی که خود ایوانچوک ارائه می‌دهد، چنین است:

20... Nf4  21.c5+ Kh8  22.cxd6 Qh5?!  23.gxf4 Bh3  24.Qxh3! Qxh3  25.Re3 Qh4  26.Rg3 gxf4  27.Nf3 Qf6  28.Rg2   

که مناسب حال سفید است. در این مورد، سه سوار سبک سفید، بهتر از وزیر سیاه است. زیرا شاه سیاه در آستانه‌ی خرد شدن به وسیله‌ی یک جفت فیل می‌باشد. اگر شما قصد 21.c5+ را داشتید، دو امتیاز می‌گیرید، و اگر حرکت 22... Qh5?! و گرفته شدن وزیر سفید را هم دیده بودید، سه امتیاز دیگر به شما تعلق می‌گیرد.

 

white's 21st move:  21.cxd5

 

یک امتیاز.

 

21... Bg4

white's 22nd move:  22.dxc6+

 

یک امتیاز.

 

22... Kg7

white's 23rd move:  23.Re4

 

سه امتیاز. جولان دادن این رخ در ستون e شگفت انگیز است!  دفع حمله‌ی سیاه از طرف سفید، هنوز هم نیاز به یک بازی دقیق دارد. برای مثال 23.Re1? (اگر حرکت مورد نظر شما این بود، پنج امتیاز از شما کسر می‌شود.) فوراً موجب باخت می‌شود. زیرا:  23... Bc5  24.Ne4 Bf3  و کار تمام است. حرکت 23.Re3 امکان پذیر بود، و سه امتیاز مشروط برای شما به همراه دارد. مشروط به این که پاسخ زیر را پیش بینی کرده باشید:  23... Bc5  24.d4! Bxd4  25.Qd3  که موجب می‌شود، شاه سیاه بیشتر از شاه سفید در معرض حمله قرار بگیرد.

 

23... Bxg3

 

اگر قبلاً این حرکت را برای سیاه پیش بینی کرده بودید، دو امتیاز اضافی می‌گیرید.

 

white's 24th move:  24.fxg3

 

یک امتیاز.

 

24... Rxf1+

white's 25th move:  25.Nxf1

 

یک امتیاز.

 

25... Qh3

 

شاه و اسب سفید به کمک یک پیاده، یک تیم دفاعی عالی تشکیل داده‌اند.

 

white's 26th move:  26.Re7+

 

یک امتیاز.

 

26... Kh6

white's 27th move:  27.Bd5

 

یک امتیاز. این حرکت هم به امنیت شاه سفید کمک شایان توجهی می‌کند.

 

27... Rf8

white's 28th move:  28.Bd2

 

یک امتیاز.

 

28... Bf3

white's 29th move:  29.Bxf3

 

یک امتیاز.

 

29... Rxf3

white's 30th move:  30.Re2

 

چهار امتیاز. برای جلوگیری از 30... Rxf1+ و سپس 31... Qxg3+ و رسیدن به تساوی از طریق کیش دائم، این حرکت رخ سفید ضروری بود. 30.Re3 (سه امتیاز) هم به اندازه‌ی کافی خوب بود، و همان اثر را داشت. اما ممکن بود موجب تعویض سوارها شود. ایوانچوک قصد دارد که سوارها را در صحنه نگه دارد.

 

30... Kg6

white's 31st move:  31.c7

 

دو امتیاز.

 

31... Rf8

white's 32nd move:  32.Rae1

 

دو امتیاز. مؤثرترین حرکت. اکنون تمام سوارهای سفید هماهنگ شده‌اند.

 

32... Qd7

white's 33rd move:  33.Re6+

 

یک امتیاز.

 

33... Kh5

white's 34th move:  34.g4+

34... Kxg4

 

سه امتیاز. اگر سیاه به جای آخرین حرکت خود، 34... Kh4 می‌کرد، شما چه پاسخی می‌دادید؟ پاسخ در همین پاراگراف آمده است. فکر کنید.

پاسخ: دو امتیاز، چنان‌چه ادامه‌ی زیر را به طور کامل دیده بودید:

35.Rh6+ Kxg4  36.Nh2+ Kf5  37.Rf1+ --  38.Rxf8 

اکنون شاه سیاه به مخاطره افتاده است، و شما باید بازی را در چند حرکت خاتمه بدهید.

 

white's 35th move:  35.R1e4+

 

یک امتیاز.

 

35... Kf3

white's 36th move:  36.Be1

 

پنج امتیاز. پایانی دلپذیر. دفاع رضایت بخشی در مقابل 37.Nd2+ یا 37.Nh2+ وجود ندارد. مات، قطعی است. سیاه تسلیم شد.

***

اکنون امتیازات خود را جمع بزنید:

- از 55 تا 60 امتیاز:    استاد بزرگ

- از 47 تا 54 امتیاز:    استاد بین المللی

- از 38 تا 46 امتیاز:    استاد فیده (= استاد ملی)

- از 30 تا 37 امتیاز:    بازیکن استانی

- از 20 تا 29 امتیاز:    بازیکن باشگاهی قوی

- از 11 تا 19 امتیاز:    بازیکن باشگاهی متوسط

- از صفر تا 10 امتیاز:   بازیکن نوآموز

 

پی‌نوشت

نظر خود من (نویسنده‌ی وبلاگ) این است که اینگونه تست‌ها دقت چندان زیادی ندارند. مثلاً طی همین چند حرکت آخر، شما چند راه دیگر برای مات اجباری داشتید، که هیچ اشاره‌ای به آن‌ها نشده است. شاید در سال 1373 که امکانات خیلی کم بود، چنین تستی واقعاً جالب بود. ولی امروزه اکثر برنامه‌های شترنج، بخشی به نام Rated game دارند که با چند بار بازی در این حالت، هر کسی می‌تواند سطح بازی خودش را با دقت نسبتاً خوبی تعیین کند. تست‌های کاملتری هم وجود دارند که مراحل شروع، وسط، و آخر بازی را جداگانه در بر می‌گیرند. گو این که تنها راه دقیق مشخص کردن قدرت یک بازیکن، شرکت در مسابقات واقعی است. اگر بتوان کمیتی را دقیقاً تعیین کرد، دیگر تخمین زدن آن بی مورد است. لذا اینگونه تست‌ها، حتی بهترین آن‌ها، فقط به درد افرادی می‌خورند که امکان شرکت در مسابقات را ندارند. بعداً (اگر عمری باشد) در مورد سیستم‌های ریتینگ و فرمول‌های محاسبه و تخمین آن‌ها بیشتر صحبت خواهیم کرد.

همان طور که در متن اصلی مقاله‌ی بالا آمده است: «این مقاله به شما کمک می‌کند تا سطح بازی خود را در شترنج بسنجید، و یا اگر ترجیح می‌دهید، از آن فقط به عنوان یک بازی خوب ِ تفسیرشده لذت ببرید.» من هم ترجیح می‌دهم که فقط به عنوان یک بازی جالب و آموزنده به آن نگاه کنم.


طنز شترنجی: رسیدن به درجه‌ی استاد بزرگی

اولی: من دیروز در مدت دو ساعت به درجه‌ی استاد بزرگی رسیدم!

دومی: آخه چه طوری؟!

اولی: هیچی دیگه. دوبار از خودم تست "چه قدر شترنج می‌دانید؟" گرفتم. دفعه‌ی اول سه امتیاز گرفتم و "بازیکن نوآموز" شناخته شدم. دفعه‌ی دوم همان تست را دادم و 60 امتیاز از 60 امتیاز ممکن گرفتم، و "استاد بزرگ" شدم.

  
نویسنده : هوشنگ سعیدنیا ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱٥
تگ ها :